
این پست (که در ادامه میآید)، اولین پستی است که روی این وبلاگ آمد! حالا اما نزدیک 5 سالی میشود که از آن گذشته. خیلی برایم سخت نیست که بگویم به دلیل مشغلههای زیاد و بعضا تغییر اولویتها، نه به عمد که از روی اتفاق این پست که پنج سال قبل نوشته بودم را دوباره دیدم! و خواندم چه خواندنی! مثلا آن موقع بیانیه اعلام موجودیت انقلاب سومیها بود! حتما میدانید که انقلاب سوم نام نشریهای بود که دلایل سلبی ایجادش آن قدر میچربید بر دلایل ایجابی ایجادش، که از سر لجبازی با بعضی! و یا از سر اخلاص و ادای مستقل بودن و این حرفها چاپ شد. اردیبهشت 86، سی هزارتومان! از یک خیر بجنوردی برای انتشارش گرفتم و وقتی تمام شد، با مشت و لگدهای دوستانه به دوستان! در وسط مسجد و بعضا (تاکید میکنم بعضا) با لطف دوستان، مستقل ماند. نشریهای که بعد چندین ماه تعطیلی، در بهار 88 تماما خرج احمدینژاد شد!
این وبلاگ اما انفرادی نبود! از همان ابتدا برادران و خواهرانی بودند که کار را پیش میبردند. الان که به آرشیوش نگاه میکنم، حقیقتا از مطالب و مهمتر از آن، دغدغه نویسندههای حالا فارغالتحصیل شدهاش، لذت می برم. کسانی که الان هریک در جاییاند و مشغول به کار، درس، و یا درس و کار! و خانواده و ما ادراک ما الخانواده!
نمیدانم نفسی هست برای احیای انقلاب سوم به شیوه جدید که برای دانشجویان فعلی شاهرود و ما فارغالتحصیلان شاهرود کارساز باشد؟
1. 57 انقلاب شد ، برخلاف نظر خیلی ها 57 هم جنگ شروع شد ... و 67 هم ... 67 هم ، امام جام زهر را نوشید . برای خیلی ها سخت بود ، اما نمی دانم امام نوشید یا نوشانیدند به او که ... بگذریم . زمان گذشت . نسل اول انقلاب و نسل دوم جنگ دیده همه چیز را دیده بودند ، اما نسل سوم که ماها باشیم ، نه شکل گیری انقلاب و نه جنگ را ، هیچ کدام را به خاطر نداریم .
2. نسل اول و دوم چون خیلی چیزها را از نزدیک شاهد بودند ، دل می سوزاندند و خوب عمل کردند(جدا از زمانی که همه ی ارزش های دفاع مقدس دگرگون شدند) اما در یک زمینه ضعیف ظاهر شدند . زمینه ای که آنقدر مهم است که شاید بتوان هستی انقلاب را به آن دانست و باز هم آنقدر مهم است که اگر به صورت کاملا اورژانسی به آن رسیدگی نشود ، خیلی راحت ، همه ی چیزها تغییر می کند . شاید نشود بهتر از استاد رحیم پور حق مطلب را ادا کرد : " اگر شما نسل سومی ها پیام انقلاب را درک کردید که باید پرچم خونین را از دست هزاران شهید و امام آنها گرفته و به صاحبش دهید و اگر در نکردید ، همگی باید در مجلس ختم این انقلاب شرکت کنید " بدون رودربایستی ، پیام انقلاب هم با این شعارها که آگر بخواهند وجبی از خاک این مملکت را بگیرند ، جوانان اتو کشیده ی فکلی و قرتی هم به جبهه ها عازم می شوند و از این دست شعارها که به نظر واقعیت هم دارد ، درک نمی شود . راستی چقدر ما داریم بدبخت می شویم که تا گفتند ، اگر جنگ شود ، که میرود ؟ بگوییم همه!!! و اسمش را هم بگذاریم " حفظ روحیه انقلابی" . شاید این نسل ما هم کمی حق داشته باشد ، چرا که نه انقلابی و نه جنگی و از همه مهمتر نه آدم انقلابی که با او در ارتباط باشد ، هیچ کدام را ندیده یا کم دیده ، فقط چیزی شنیده که زمانی حاج احمد متوسلیانی بوده ، که گفته :" ما باید پرچم اسلام را در انتهای افق بر زمین بکوبیم " اینکه چقدر برای ما ، مبانی این جمله که همان صدور انقلاب است ، مصادیق این جمله ، موفقیت های این جمله و ناکامی های آن و مهمتر طرز تفکر موافق و خیلی خیلی مهمتر طرز تفکر مخالف این جمله ، بیان شده است ، الله اعلم ! بعد هم بگوییم ، شهدا در بین جوانان جایگاه دارند ، نه برادر ، نه خواهر ، این شهدا که فقط معنویت تک بعدی آنان منظور است ، چه بهتر که ... !
3. ببخشید که خیلی ناامیدانه صحبت کردم ! البته این را هم بدانید که همین که فهمیدیم در حق ما کوتاهی شده است ، مکلف می شویم . مکلف به اینکه خودمان شروع بکنیم . خودمان همه چیز را بازخوانی کنیم تا " در مجلس ختم این انقلاب شرکت نکنیم یعنی ... اصلا این انقلاب مجلس ختمی نداشته باشد . " پس باید بخوانیم ، بنویسیم ، کار کنیم ، تبلیغ کنیم و اول از همه فکر کنیم ، به انقلاب اسلامی ، جمهوری اسلامی ، تفاوت ها ، شباهت ها ، دوست ها ، دشمن ها و ... .
4. این وبلاگ که انشاء الله قرار است دسته جمعی و با همکاری همه ی شما خواننده های محترم به کار خود ادامه دهد ، بنابر دلایلی که در بالا آمد ایجاد شده است . " انقلاب سوم " برخلاف نظر بعضی از دوستانمان در دانشگاه صنعتی شاهرود که در گیرودار حوادث دانشگاه امیر کبیر ترس برشان داشته بود که " انقلاب سوم" همان انقلاب فرهنگی جدید است ، قرار است سعی کند تا انقلابی باشددر بازخوانی یک انقلاب(حداقل سعی می کنیم). این اسم هم برگرفته از کتاب استراتژی انتظار آقای شفیعی سروستانی است که لزوم یک انقلاب فکری (یا به تعبیری انقلاب سوم)را برای ظهور حضرت مهدی (عج) لازم می داند ، لذا دوستان نترسند ، نه نشریه انقلاب سوم و نه این وبلاگ ، هیچ کدام برای زمینه سازی انقلاب فرهنگی که در آن دانشگاهها تعطیل می شود و اساتید و دانشجویانِ... !!! نیامده است . اما انقلاب سوم ، محوریتش انقلاب اسلامی است که به نظر ما عین اسلام است (اشتباه نکنید ، انقلاب اسلامی ، نه جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی حالا حالاها کار دارد). مطمئنا معمار این انقلاب هم برایمان جایگاه ویژه ای دارد . اصلا این وبلاگ می خواهد تا دوباره خمینی را بشناسد ، اما برای این کار محتاج هستیم تا شما هم ما را همیاری کنید ، مطلب بدهید ، دل بسوزانید ، به مطلب مان فکر کنید واز همه مهمتر نظر بدهید . راستی تا یادم نرفته ، این جمله ی شهید آوینی که در بالا (قالب وبلاگ) آمده هم ، مثلا استراتژی ماست .
یا حق
متشکرم
یکی از اصحاب رسول اکرم (ص)به حضرت عرض کرد:جلسه شما بسیار شیرین و سود مند است ولی از مجلس شما بیرون رفتیم دیگر آن لذت و نشاط برای ما نیست
حضرت فرمودند:استعن بیمینک-واوما بیده ای خط-
از دست خودت کمک بگیر آنچه گفته میشود بنویس[وبعدا مطالعه کن].
منبع حدیث :کتاب حکمت عبادات آیت الله جوادی بخش روزه
اما برداشت ها از حدیث:
1:جزوه نویسی در کلاس را جدی بگیریم.آدم گاهی وقت ها فکر می کند سر کلاس درس را فوت آب می شود ولی وقتی از کلاس-باسرعت-می زند بیرون، مطالب هم با همان سرعت از سر آدم می زند بیرون.واین حدیث توصیه به جزوه نویسی دارد سر کلاس.
2:اما بخش مهم تر و برداشت عمیق تر از حدیث:
ببینید ما به خیلی چیز ها دسترسی نداریم.مثل امام زمان! ،امام خمینی،مقام معظم رهبری، استاد تفسیر،استاد اخلاق و انواع و اقسام اساتید که در دسترس ما نیستند!
خب!حالا سوال؟!آیا ترک العیش کنیم؟!تو سرمان بکوبیم ؟!قطعا نه.
باید به نصف العیش رو بیاوریم!نصف العیش چیست ؟!-طبق حدیث میگویم-
مطالعه ی کتاب و آثار بزرگان.چرا؟!
چون این زنجیر-زنجیر ه ی علم-از آن جلسات شرو ع شده و سر رشته اش از دستنوشته ها وجزوه های جلسه های استاد الاساتید حضرت پیامبر و اهل بیت گرامی اش است و ته اش هم دست علامه طباطبایی و شهید مطهری و مصباح و...است.
پس بنابراین برای شروع این کتاب را که محیی ذوق میت شده ی مطالعه ی خیلی ازماهاست از استاد اصغر طاهر زاده مطالعه کنیم تا هم ضرورت مطاالعه و هم شیوه ی صحیح مطالعه را بیابیم.
دانلود:ضرورت و نحوه ی مطالعه(استاد طاهر زاده)
-هیچی!
فردید؟!چند تا از کتاباشو خوندی؟!
-هیچی!
استاد طاهر زاده چی؟!
-هیچی!
بسی مایه ی ابتهاج است..."
بخشی از مکالمات بین حقیر و یکی از دوستان فارغ التحصیل همین دانشگاه که عقیده داشت استاد مکتب هایدگر را ترویج میکند و فقط از چند نفری چیزی شنیده بود...
به شهید آوینی هم از این وصله ها فراوون چسبوندند که فردیدیست و هایدگریست و ازاین داستان هایی که جدا جز ابتهاج و سرخوشی و سرور برای مستمع و متکلم اثر دیگری ندارد...
۲:وبلاگ شخصی مال حدیث نفسیست که شخصیست و انقلاب ۳ مال حدیث نفسی که جمعیست.
پس من بعد حدیث نفس جمعی خویش را در این جا می نگاریم.
هرکس قبول دارد بسم الله...
۳:آقای ایمان نوروزی در زمان حیاتشان! به بنده اختیارات زیادی(همان حدی که امام به کروبی دادند،بلا تشبیه) -در حد مدیریت وبلاگ- دادند.از دوستان شاهرودی(اعم از فارغ و داخل) هر کس می خواهد بنویسد ،بگوید تا حساب پس انداز وب الحسنه برایش بگشاییم.
عید که می شود، لباس نو می خریم. کفش، پیراهن و شلوار. میوه می خریم. شیرینی می خریم. شکلات و آجیل نیز.
عید یعنی حفظ آبرو. مثل هم بودن. گاهی چشم همدیگر را به خاطر زرق و برق بیشتر درآوردن. عید یعنی خانه فامیل شماره یک رفتن؛ میزبان آجیل تعارف می کند. سپس میوه می آورد. شکلات تعارف می کند و شیرین و چای برای میهمانان می آورد. بفرمایید گفتن از میزبان و با نیش باز تشکر کردن میهمان.
ماشین که وایستاد از پسر بچه سوال کرد چه می خواهی؟ چند تا بچه قد و نیم قد،که از پشت شیشه ماشین، با قد کوتاهشان، به زور، با هم داشتند داخل ماشین را نگاه می کردند پاسخ دادند: نون! توی گرمای آن جاده، توی فضای بی آب و علفش، چطور زندگی می کردند؟
عید یعنی فیلم های سینمایی زیاد! یعنی ساعت ها پای تلوزیون بنشینینیم. عید یعنی خانه فامیل شماره دو رفتن؛ میزبان آجیل تعارف می کند. سپس میوه می آورد. شکلات تعارف می کند و شیرین و چای برای میهمانان می آورد. بفرمایید گفتن از میزبان و با نیش باز تشکر کردن میهمان.
راننده از ماشین پیاده شد. در صندوق عقب را باز کرد. توی صندوق ماشین، چند جعبه سیب گذاشته بود. مقداری کیک و ساندیس هم داشت. و همچنین چند تا بطری آب. آب و ساندیس بهشون داد. با یک همهمه ای به طرف دست راننده حمله می کردند که زودتر چیزی بگیرند.
عید یعنی شبکه یک. فیلم شماره یک. سریال شماره یک. یعنی شبکه دو. فیلم شماره دو. سریال شماره دو.یعنی شبکه سه فیلم شماره سه. سریال شماره سه. و...
عید یعنی خانه فامیل شماره سه رفتن؛ میزبان آجیل تعارف می کند. سپس میوه می آورد. شکلات تعارف می کند و شیرین و چای برای میهمانان می آورد. بفرمایید گفتن از میزبان و با نیش باز تشکر کردن میهمان.
روز اول....
روز دوم....
روز سوم...
روز چهارم...
روز پنجم...
روز ششم...
روز هفتم...
...
این بحث را در دو قسمت می توان گشود۱)دنیا از ما چه می خواهد ۲)ما چه وظایفی نسبت به مستضعفین دنیا داریم


دنیا از ما چه می خواهد:
اول سال که رهبری اعلام کردند امسال سال جهاد اقتصادی است با خود فکر کردم در زمانی که هر گوشه کشور های اسلامی در حال تبلوری است از شعار الله اکبر و سرنگونی طااغوت ها چه وقت جهاد اقتصادی است؟ امروز روزی است که ما باید در فکر صدور انقلاب باشیم و مدل حکومتی خود را به دنیای اسلام ارائه دهیم.
کم کم سال می گذشت و در کنار بی خیالی خیلی ها به شعار رهبری که چیز تازه ای هم نبود، تحولاتی دنیا را در نوردید که این بار دیگر نه فقط مرز های کشورهای اسلامی بلکه عالم یک قدم به حکومت جهانی مستضعفان و به وعده صدق الهی که (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ) نزدیک تر شده است .
اما رنگ این اعتراضات به ظاهر ربطی به اسلام ندارد،این اعتراض به عامل مهمی در دنیا به نام اقتصاد مربوط است .اقتصادی که امروز در صورت بیان درست میتواند نقطه قوت و جذب به اسلام باشد و پاشنه آشیل غرب .همان اقتصادی که سال ها ما رابا آن تحقیر میکردند.
این اعتراضات چه به فروپاشی نظام سرمایه داری برسد و چه نرسد نشان دهنده عدم پشتوانه مردمی چنین نظامی است .این رویگردانی مردم که چندین سال پیش در مورد نظام مارکسیستی شوروی دیده شده بود ، نشان از جستجویی برای یافتن راه حلی ورای راه های شرقی و غربی اقتصاد است .در اینجاست که ارزش یک کشوری که در جهاد اقتصادی کوشا بوده مشخص می شود
و بدین صورت اسلام به مرز بزرگترین قدرت جهانی تبدیل خواهد شد ان شاء الله.
ما برای مستضعفین چه باید کنیم :
اما در شرایط موجود وظایف مسئولین ایران و دانشجویان رسالتی است بسیار بزرگ ، که می تواند باعث شود این شیب خطرناک را به نفع اسلام رد کنیم و در صورت غفلت نظام را سالیان دراز از هدف نهایی خود بازمی داریم. چند مورد از این رسالت بزرگ به تفکیک مسئولین آن در شرح ذیل بیان شده است :
1) قوه قضائیه
تطهیر نظام اسلامی از فساد اقتصادی : متاسفانه این باعث تضعیف آبروی ایران در خارج و دلسردی مردم در داخل کشور خواهد شد زمانی که کشوری که می خواهد خود را الگوی دیگر کشور ها قراردهد نتواند جلوی فساد های بزرگ اقتصادی را بگیرد.به همین دلیل کم کاری مسئولین قضایی در برخورد شدید با مسئولین این فساد می تواند ضربات سختی به حرکت عظیم جهانی وارد سازد
2) دولت
الف ) سیاست هجومی دستگاه سیاست خارجی ایران : متاسفانه امروزه ما شاهد دو نوع سیاست از جانب مسئولین نظام هستیم ،از طرفی کنگره های بیداری اسلامی و فلسطین و همچنین صحبت های آقای جلیلی در پی استفاده از فضای موجود است که مشخصا می بینیم بسیاری از آنان از سمت رهبری هدایت می شود.جهت دیگر سیاست محتاطانه وزارت امور خارجه ایران است که به خود اجازه حتی قطع رابطه با بحرین را نمی دهد ، چه رسد حکومت پلید عربستان.
ب ) پیشبرد قدرت اقتصادی دولت : در این زمان دولت باید بیش از پیش به زدودن چهره فقر از جامعه تلاش کند . اینکه ما از لحاظ بورس موفقیم بسیار مناسب است اما این آمار بیکاری و کم کردن ساعت کار باعث ضرر مردم از سویی و ضرر کشور در مسایل اقتصادی خواهد شد.
3) مجلس
پرهیز از دعواهای سیاسی به اسم انتخابات: با نزدیک شدن به انتخابات باید متوجه این باشیم که امکان دارد دشمن شور انتخابی را که خود جز دلایل مقبولیت نظام است به زمینه ای برای درگیر کردن کشور از مردم و مسئولین به جناح بندی های سیسی شود .خطر این مسایل با انگ هایی که به اشخاص به اسم انتصاب به جریان ها داده می شود بیشتر حس می شود .آیا سوال از رئیس جمهور در این زمان چه دردی از کشور دوا می کند به جز یک جو تبلیغاتی برای روزنامه ها که امروز به خوبی می توان آن را حس کرد.
4) جنبش های دانشجویی
شاید تا دیروز جنبش های دانشجویی فکر می کردند که پیگیری بیداری اسلامی مهمترین کار است .اما امروز پر واضح است که بیش از بیش به تشکیل جبهه فرهنگی در زمینه های مختلف نیاز داریم که به فرموده رهبری وحدت تشکل ها را می طلبد :
الف) از طرفی باید انقلاب های موفق را در انتخاب راه درست یاری کرد و با دانشگاهیان کشور های مسلمان رابطه برقرار کرد تا انتقال تجربه صورت گیرد
ب) باید اقتصاد دنیا را رصد کرد تا بتوان پیش دستی لازم را برای اقدام در گوشه گوشه دنیا انجام داد
ج) مطالبه از مسئولین برای قطع رابطه با کشورهای فاسدی همچون عربستان و بحرین و پیروی از ادبیات تهاجمی امام
د) تحریک مجامع علمی به هم اندیشی هدفمند برای رسیدن هر چه سریع تر به مبانی اولیه اقتصاد اسلامی. متاسفانه اگر مجامع علمی ما به اندازه کافی تحریک نشوند به جز قلیلی جز درس های روتین حوزه و دانشگاه نیازی به کارهای پژوهشی احساس نمی کنند
ه) دوری از سیاست بازی در شرایط موجود : ورود جنبش های دانشجویی به مسایل خرد سیاسی از سویی باعث انحرا فکری دانشگاه ها می شود و از طرفی دست بعضی آقایون را برای استفاده از دانشگاه در جهت منافع سیاسی باز می گذارد
استاد آواز ایران اخیرا باردیگر، با یکی از شبکه های ماهواره ای(بخش فارسی یورونیوز) مصاحبه کرد و نسبت به حذف صدای زن و اوضاع سیاسی ایران اعتراض کرد.چیزی که در رفتار و سخنان این فرد جالبست منطق گیرای اوست!
او که مدعی انسان دوستی است و برای بم میخواند، به روی خودش هم نمی آورد مردم قحطی زده سومالی هم آدمند،مردم سیل زده پاکستان هم آدمند،فلسطینی ها آدم اند حق زندگی دارند. آن وقت از حذف صدای زن در ایران مینالد.
این است منطق مطربی!!!
او که دائم از سعدی دم می زند ومیخواند و می داند:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار.
چرا موضوع بسیار پست و بی اهمیت ٍحذف صدای زن از موسیقی ،دل او را به درد آورده و قرارش را از کف ربوده!؟
این است منطق مطربی!!!
او که از مولانا می گوید و میخواند و می داند :
| مومنان معدود لیک ایمان یکی | جسمشان معدود لیکن جان یکی | |
| غیرفهم و جان که در گاو و خرست | آدمی را عقل و جانی دیگرست | |
| جان حیوانی ندارد اتحاد | تو مجو این اتحاد از روح باد | |
| گر خورد این نان نگردد سیر آن | ور کشد بار این نگردد او گران | |
| بلک این شادی کند از مرگ او | از حسد میرد چو بیند برگ او | |
| جان گرگان و سگان هر یک جداست | متحد جانهای شیران خداست | |
| جمع گفتم جانهاشان من به اسم | کان یکی جان صد بود نسبت به جسم | |
| همچو آن یک نور خورشید سما | صد بود نسبت بصحن خانهها | |
| لیک یک باشد همه انوارشان | چونک برگیری تو دیوار از میان | |
| چون نماند خانهها را قاعده | مومنان مانند نفس واحده |
(مثنوی معنوی)
آن وقت یاد این آیه قرآن می افتیم که خطاب به عالمان بی عمل می گوید:
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً....(جمعه آیه 5)
مثل كسانى كه به [پيروى از] از تورات مكلف شدند سپس به آن عمل نكردند، همچون مثل خری است كه كتابهايى را حمل كند.
نا خود آگاه بعد از این آیه به یاد این این آیه می افتیم
« ...إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ »(لقمان 19)
همانا بدترین آوازها بانگ خران است!!!
با آن شبکه استرالیایی مصاحبه میکند و می گوید: دین ازسیاست جداست.
عجب!!!مطریی ازسیاست جدا نیست و لی دین از سیاست جداست!!!(لازم به ذکر است محمد رضا شجریان در سی دی تصویری کنسرت بم گفته بود آثار من تاریخ سیاسی ایران را به تصویر میکشد!).
این است منطق مطربی!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
من کفّارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف و التنفیس عن المکروب
از کفاره گناهان بزرگ ، به فریاد مردم رسیدن ، و آرام کردن مصیبت دیدگان است امیر المونین علی(ع)
بیانیه کانون عدالتخواهی قسط پیرامون آوارگان سومالی
چندی است که در قسمتی از این عالم خاکی در هیاهوی مبارزه جنگ و جان و نان ،همنوعان ما در سومالی در فقر مطلق به سر می برند و کشور های ثروتمند در سازمان ملل بیش از اینکه به مظلومان جهان کمک کنند یا همچون آمریکای متکبر درگیر مسایل اقتصادی و بقای به زور در عراق و یا همچون انگلیس پر تلبیس درگیر ایجاد خفقان برای مردم هستند.
دانشجویان عدالتخواه در دانشگاه شاهرود پیرو فرمان رهبرعزیزمان امام خامنه ای آمادگی خود را برای کمک به مردم سومالی اعلام کرده و از مردم علاقه مند به امیر المومنین می خواهد با تاسی به سیره آن حضرت ، در این ماه پر برکت از کمک به مستضعفین عالم مخصوصا مردم مظلوم سومالی دریغ نکند.
کانون عداتخواهی قسط دانشگاه صنعتی شاهرود
قیام محرومین در انگلیس
بسم الله الرحمن الرحيم
اروپا در چند ماه اخير شاهد حضور مردم معترض به سياست هاي حاکمان خود مي باشد موج اين اعتراضات مردمي که از اسپانيا و يونان شروع شد اکنون انگلستان را در نورديده است با توجه به حساسيت موضوع بر آن شديم تا آخرين اخبار اعتراضات مردمي در انگلستان را بازگو کنيم
اين اعتراضات که از محله فقير نشين تاتنهام لندن با کشتن مارک دوگان سياهپوست ، 29 ساله شدت گرفت اکنون به شهرها و مناطق مختلف سراسر انگليس گسترش يافته است هم اکنون مناطق مختلف لندن ، ليور پول، بريستول ، منچستر، سالفورد، ولورهامپتون، ناتينگهام، لستر و بيرمنگام،صحنه اعتراضات مردمي عليه سياست هاي نادرست دولتمردان انگلستان است.
در همين اوضاع و احوال حدود 16000 پليس در لندن مستقر شده و اخباري از ورود ارتش به خيابان هاي لندن به گوش مي رسد سه نفر دیگر هم کشته شدندبر اساس گزارشهاي جديد سه فرد مذكور كه اصالت پاكستاني داشته و مسلمان
بودند با نامهاي "هارون جهان " 21 ساله، "شازد علي " 30 ساله و "عبدل
نصير " 31 ساله در رسانههاي انگليس معرفي شدند. حدود 1000 نفر بازداشت شده اند مغازه ها از ساعتي معين مجبور به تعطيل کردن هستند دوربين هاي مستقر در سراسر شهر همه را کنترل مي کنند بايد گفت در لندن نوعي حکومت نظامي حاکم است.
نخست وزير يهودي الاصل انگلستان که در حال خوش گذراني در ايتاليا به سر مي برد مجبور به بازگشت و حضور در نشستي اضطراري به نام کبرا شد او پس از اين نشست مردم انگليس را تهديد به برخوردي خشن تر کرد.
اين در حالي است كه حركت آسان و بي دردسر مردم از حومه و شهرهاي اطراف به پايتخت ميتواند حركت مردم معترض در آستانه انفجار ساير مناطق از جمله اسكاتلند يا ايرلند را نيز به همراه داشته باشد كه اگر چنين وضعيتي در زمان المپيك لندن رخ دهد، قابل مهار نخواهد بود مقامات المپيك انگليس نيز از همين مسئله در هراسند و قطعا دوست ندارند اعتراضات مردمي به شهرک المپيک و تاسيسات تازه بنا شده آن برسد
د ر حالي که سياست هاي نادرست آمريکا وهم پيمانانش موجب گرسنگي هزاران نفر در سومالي و مرگ تعدادي از آنها شد ه است بيکاري و رکود اقتصادي در انگليس و آمريکا صبر مردم را لبريز کرده ، مردم اسپانيا و يونان در خيابان ها معترضند مردم مصر ديکتاتور مصري-آمريکايي ، حسني نامبارک را در قفس کرده ، علي عبدالله ناصالح از يمن فراري است بن علي از تونس گريخته است بحرين صحنه انقلاب مردمي عليه خاندان آمريکايي صهيونيستي آل خليفه است اين وقايع جهان را در آستانه تحولي عظيم قرار داده که ان شاء الله اين بيداري جهاني منجر به سقوط کامل نظام سلطه بوسيله يگانه نجات بخش جهان،مهدي موعود شود.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
.
بسم اللهــ
زورم انقدر بیشتر نرسید:
خواهرم حجاب!!!!
باز هم حرفهای تکراری!
ولی باور کن تهران روز به روز داره کثیف تر می شه. از بدحجابی ها و فساد های رنگارنگ. دو ماهی هست تهران نبودم. و هر بار حس می کنم بیشتر به هم می ریزه و لخت تر می شه.

از وقتی واد دانشگاه شدم دیدم توی دائره المعارف تشکیلاتی ها یک عبارته که معنیش عوض شده و اون واژه ((هیئتی کار کردن)) هست
به طوری که هر کار شلخته و روی هوا رو به عنوان کار هیئتی بیان میکنند...
- تعجب می کنی از اینکه الف و جهان و تابناک، مطلبی تحلیلی بر سخنان رهبری در 13/4/90 منتشر نمی کنند، کیهان از بین آن همه سخنان مهم، تیتری خنثی را انتخاب می کند و در همه 3 روز بعد از این سخنان در هفته گذشته، هیچ نکته و یادداشتی نمی نویسد. و البته رجانیوز به طائب و ذوالنور هشدار دلسوزانه می دهد، اما بر اصل سخنان رهبری تحلیلی منتشر نمی کند که بالاخره منظور رهبری از کسانی که حرف غلط می زنند اما مقابل نظام نایستاده اند، چه کسانی است؟ و رهبری کدام برخورد غلط را دارند نقد می کنند؟
- چرا تقریباً همه(از جمله امامان جمعه قم و تهران در خطبه های امروز) از عنوان کلی پرهیز از اختلافات سخن می گویند، اما به این فراز سخنان رهبری مبنی بر « لزوم تفكیك میان اختلاف نظر با ایستادگی یك جریان در مقابل نظام» هیچ اشاره ای نمی شود؟
مواضع مقام معظم رهبری در 13 تیر در دیدار با فرماندهان سپاه و قبل تر از آن در در 14 خرداد و 6 تیر، واجد نکاتی دقیق، مهم و روشنگر و فصل الخطاب گونه درباره بعضی مباحث جاری کشور در زمینه جریان انحرافی است. اگر تا دیروز شخصیت حقوقی یا حقیقی افراد مختلف دینی و سیاسی مانع از آن می شد که با قاطعیت قضاوتی کرد، اما بیانات رهبری تکلیف را روشن کرده است و این بار مصادیقی دیگر در میدانی از جنس دیگر برای آزمون میزان ولایتمداری به وجود آمده است تا روشن گردد که آزمون ولایتمداری تنها برای عده ای خاص نیست.
بیانات ایشان به صراحت نشان می دهد که آنچه را یک عده ای «جریان»، و «انحراف»، و «ایستادگی» این جریان انحرافی در مقابل نظام و انقلاب و رهبری تعبیر می کنند و آن را همسنگ و همراه و چه بسا خطرناک تر از فتنه 88 می دانند و به تبع آن باید همه جا این انحراف و این ایستادگی را بازگو و روشنگری کرد، و همه باید موضع بگیرند و ... ، اما ایشان معتقدند که نه جریان است و نه ایستادگی و براندازی، بلکه « اختلاف نظر یا سليقه، یا عقيده»ای است که یک طرف این اختلاف ممکن است «حرف غلط»ی زده باشد:
« يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مىآيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفهى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زندهى ديگرى. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد.
يك وقت نه، قضيه، قضيهى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است. اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد. مشتعل كردن اين اختلاف نظرها مضر است.» (دیدار با فرماندهان سپاه-13/4/90)
و بحث انحراف عمیق هم مطرح نیست، بلکه ...
" دشمن
هم اعتکاف شما در مسجد دانشگاه را دید. دشمن از اینها میلرزد . و همه ی اینها ابعاد
مختلف عظمت این انقلاب است " رهبر فرزانه انقلاب
جوان امروز زمانی بی همتاست که هویت ، و تار و پود جسم و جانش با معنویت و تقوای الهی آمیخته شود . فضای فرهنگی امروز حاکم بر دانشگاه ها نیازمند دمیدن روح معنویت و امید و آگاهی است و جز این نخواهد بود که در این بستر مقدس تحولات اجتماعی ، تربیت انسان تراز ، آن هم برای عبودیت و بندگی رب جل و اعلا ، باید محور و جان هر عمل و طرح فرهنگی باشد . سه روز خودداری و خلوت با معبود ، تضرع و توجه و تدبر ، همراه با معنویت بی نظیر لحظات شیرین سحر و افطار و نیمه های شب ، آن هم با چاشنی صفا و پاکی و ارتباط با بندگان صالح خدا نتیجه اش می شود درک لذت واقعی عبادت و لیطمئن قلبنا تا آماده شویم برای مواجهه با دو راهی های همیشگی خیر و شر در مسیر بندگی ارحم الراحمین . شاید راه آسمان همین نزدیکی است و این ماییم که نمی خواهیم صعود کنیم . شاید ویترین پر زرق و برق دنیا که این روزهای واپسین آخر الزمان زشتی ها و پلشتی های خود را بیشتر از قبل جلوه می دهد ما را آنقدر سرگرم کرده باشد که حتی خدایی که همین نزدیکی است را ، فراموشمان شده باشد. و باغ اعتکاف فرصت دوباره ای بود برای بازگشت به خودمان . همان باغی که به قول سهراب ، " در طرف سایه دانایی بود.باغ ما شايد قوسي از دايره سبز سعادت بود، ميوه كال خدا را آن روز مي جويدم در خواب ، آب بي فلسفه مي خوردم، توت بي دانش مي چيدم، شوق مي آمد دست در گردن حس مي انداخت ، فكر بازي مي كرد ، زندگي چيزي بود مثل يك بارش عيد يك چنار پر سار ، زندگي در آن وقت حوض موسيقي بود ،
بار خود را بستم ، رفتم از شهر خيالات سبك بيرون
، دلم از غربت سنجاقك پر
من به مهماني دنيا رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
من به ايوان چراغاني دانش رفتم ....
اللهم عجل لولیک الفرج ...

نمایشگاه بیداری اسلامی در دانشگاه صنعتی شاهرود به همت کانون عدالتخواهی قسط برگزار گردید.
